تبليغاتX
 انجمن علمی مهندسی اقتصاد کشاورزی
 

گزارش نشست 28 تیر 88

فرصتهای شغلی فارغ التحصیلان اقتصاد کشاورزی

از آنجایی که موضوع بحث این هفته همه گیر بود بیشتر به درد دل دوستان گذشت، در این مورد که اقتصاد کشاورزی رشته شناخته شده ای نیست و بنابراین بازار کار مشخصی نیز برای آن وجود ندارد و معمولا از فارغ التحصیلان این رشته در زمینه های اقتصاد یا کشاورزی صرف انتظار می رود که خارج از توانایی آنهاست و تنها در مقاطع بالاتر از کارشناسی میتوان به یافتن شغل امیدوار بود. یکی دیگر از موارد اشاره شده، عدم کسب مهارتهای لازم توسط دانشجویان در دوران تحصیل بود که بخشی از آن به برنامه آموزشی دانشگاه و بخشی از ان به بی توجهی دانشجو برمیگردد که با توجه به این مسئله موضوع جلسه آینده، " بررسی راهکارها و ابزار مورد نیاز برای ورود به بازار کار" انتخاب شد و همچنین زمان جلسه بعدی به یکشنبه ساعت 15 تغییر یافت.

 

* دوستانی که میخواهند در این نشستها شرکت کنند کافیست آیدی

eghtesad_tehran را در یاهو مسنجر اد کنند.*


 

نوشته شده توسط بچه های انجمن در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت


قرارمون یادت نره!!

گزارش اولین نشست اینترنتی انجمن علمی

با گسترش و پیشرفت وسایل ارتباطی روز به روز ارتباطات رو در روی انسانها کمتر شد و امروز حتی معاملات بزرگ بدون اینکه دو طرف همدیگرو ببینند اتفاق می افتد.

دانشجویان اقتصاد کشاورزی دانشگاه تهران هم، یکشنبه 21 تیر 88، اولین نشست اینترنتی هفتگی خود را به طور رسمی برگزار کردند.

حاضرین این جلسه 9 نفر بودند که اوایل آن به خاطر ناآشنا بودن نام های کاربری بچه ها مثل دفعه قبل مراسم معرفی چندین مرتبه تکرار شد که به پیشنهاد آقای اتقایی قرار شد از این به بعد شرکت کنندگان با آیدی همنام با فامیلیشون شرکت کنند.

موضوع جلسه:" مسائل و مشکلات دانشجویان اقتصاد کشاورزی و آینده پیش رو " بود که در طول بحث شاید به خاطر عادت فرافکنی ما آدمها و مبری دونستن خودمون از عیب و نقص بیشتر انگشتها به سمت اساتید اشاره رفت و برخی کاستی هایی که در تدریس و جمع آوری مطالب و معرفی رشته وجود دارد و اینکه دانشجویان بعد از چهار سال باز هم دید واضحی از رشته تحصیلی خود ندارند و در ضمن آینده شغلی روشنی نیز برای خود متصور نیستند، لذا خود به خود علاقه ای هم ایجاد نمی شود و در ضمن دانشجویان تازه وارد دائما از قدیمی ترها یا حتی برخی موارد اساتید نقاط منفی رشته و گروه را میشنوند.

بعد از دعوت به رعایت انصاف(!)، دانشجویان هم زیر تیغ انتقاد رفتند که با نمره ای درس خواندن و تنبلی در انجام تکالیف و چانه زنی برای شانه خالی کردن از انجام پژوهشهای کلاسی استاد را از داشتن پویایی در تدریس و فعالیت کلاسی دلسرد می کنند تا ترجیح دهد به گفتن یک جزوه و احیانا یک تحقیق به اصطلاح خودمانی کپی پیستی اکتفا کند!!!

از موارد مورد اشاره ی دیگر عدم وجود ارتباط مثبت و موثر بین اساتید و دانشجویان بود تا بتوانند درک بهتری از خواسته های یکدیگر پیدا کنند.

نتیجه ای که در نهایت از این بحث میتوان گرفت این است که رابطه استاد و دانشجو یک رابطه دو طرفه است که هر دو می توانند در یکدیگر برای ارتقای گروه و رشته پویایی و نشاط ایجاد کنند.

 

نظر نویسنده این سطور: از اونجایی که لازمه کار یه اقتصاددان دید باز نسبت به اتفاقات اقتصادی و ذهن تحلیلگره؛ خوبه که برای تمرین، تو جمع دوستامون یه قراری بذاریم. هر کس نظرشو راجع به یه خبری، تو 5-4 خط بنویسه و بعد بیاد واسه دوستاش بخونه...

اینطوری هم از اخبار مطلع میشیم، هم بیشتر فکر میکنیم، هم درسامون یادمون نمیره، هم فعالیت اجتماعی میکنیم، هم دستمون به نوشتن عادت میکنه، هم ترسمون میریزه، هم رشتمون پیشرفت میکنه، هم به رشتمون علاقمند میشیم، هم... بازم بگم؟؟!!!...

اگه شمام راهی به ذهنتون رسید حتما بگید.

 

قرار بعدی ما یکشنبه آینده، با موضوع:" فرصتهای شغلی اقتصاد کشاورزی"، ساعت 20


 

نوشته شده توسط بچه های انجمن در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت


جلسات بحث و گفت و گوی انجمن علمی در تابستان هم ادامه دارد

اولین جلسه تابستانی با موضوع " مسائل و مشکلات دانشجویان اقتصاد کشاورزی و آینده پیش رو" سه شنبه 9 تیرماه 1388 ساعت 6 بعدازظهر به صورت کنفرانس در محیط yahoo   برگزار  می شود.


 

نوشته شده توسط بچه های انجمن در دوشنبه هشتم تیر 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت


خلاصه ای از بحث جلسه طرح تحول اقتصادی

چندی پیش دولت نهم طرحی را با عنوان طرح تحول اقتصادی مطرح کرد وقصد اجرای آن را داشت و در پی عدم تصویب مجلس هنوز هم این طرح اجرا نشده باقی­مانده است. از آنجایی که هرطرح پیامدهای مثبت و منفی دارد ، طرحی مناسب اجرا است که کفه ی پیامدهای مثبت آن سنگین­تر ازکفه­ی پیامدهای منفی آن باشد.

با همکاری دانشجویان گروه اقتصاد کشاورزی دانشگاه تهران درصدد برآمدیم تا به بررسی مختصری از پیامدهای مثبت و منفی اجرای این طرح بپردازیم ومنطقی بودن یا نبودن اجرای آن را به عهده ی خواننده قرار دهیم .

مسیرحرکت سیاست های کشور در تمام سال­ها براساس اجرای اصل 44 بوده است برای تحقق این اصل و اجرای برنامه­های سالانه لازم است که توانایی رقابت جهانی و شرکت در بازارهای جهانی را داشته باشیم شرط لازم برای شرکت در بازارهای رسیدن قیمت ها به قیمت جهانی است (آزادسازی قیمت ها) همچنین برداشتن یارانه ها یا به عبارتی هدفمند کردن یارانه ها را در پی دارد.

هیچ شکی درلزوم اجرای طرح تحول اقتصادی با به منظور هدفمند کردن یارانه ها و پیوستن به بازارهای جهانی وجود ندارد ، قسمتی که لازم است مورد بحث و بررسی قرارگیرد نحوه ی اجرای طرح و نوع عملکرد است.

ما در این مجال به بررسی چند مورد از ایرادات وارد بر طرح می پردازیم و به اختصار آنها راتوضیح میدهیم.

از نکات قابل ذکر می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

1)قرار دادن اساس طرح برقیمت نفت

2)زمان کوتاه دولت برای بررسی و اجرای طرح

3)ملی بودن نفت و تعلق آن به تمامی مردم

4)نحوه آمارگیری غلط برای دریافت اطلاعات وصرف هزینه ی 40 میلیاردی

5)ایجاد تورم در شرایط کنونی اقتصاد

6)عدم بررسی شرایط اقتصادی حاکم بر جهان و میزان موجودی حساب ذخیره ی ارزی

7)افزایش نرخ بیکاری

8)عدم اطمینان مردم به دستگاه های اجراکننده ی طرح  و نگرانی های موجود

9)جا به جایی دهک ها (افرادی که در نزدیکی مرزهای دهک بندی هستند) بعد ازاجرای طرح

 

1-قرار دادن اساس طرح برقیمت نفت

همانطور که می دانیم در طرح تحول اقتصادی ، پرداخت نقدی توسط دولت به مردم صورت می­گیرد . اگر در بهترین شرایط اقتصادی تصور کنیم یعنی تورم نداشته باشیم و فرض را بر ثابت بودن مبلغ پرداختی قرار دهیم دولت باید ماهانه یا سه ماهانه مبلغ هنگفت و ثابتی را به مردم پرداخت کند.

قرار دادن چنین طرح عظیمی براساس قیمت نفت آن هم دردورانی که بیش ترین نوسانات قیمت نفت راشاهد بودیم جای تامل بسیار دارد و نگرانی بزرگی که وجود داردادامه­ی نوسانات قیمت نفت است و نکته ی قابل توجه این است که با همه­ی این احوال دولت نرخ پرداختی به هر یک از دهک­های درآمدی را از مدت­ها قبل اعلام کرده است . اعلام نرخ پرداختی به مردم ایجاد توقع و تورم انتظاری را در مردم درپیش دارد.

از طرفی نقص هایی درآن وجود دارد همان طور که بیان کردیم این طرح برروی قیمت نفت پایه ریزی شده است واشکالی که می توان بر آن وارد کرد این است که هیچگاه به قیمت نفت نرخ ثابتی را نمی توان نسبت داد زیرا با تغییرات جهانی تغییر می­کند درصورت کاهش قیمت نفت کسری بودجه­ای ایجاد می شود زیرا مبلغ اعلام شده این طور که به نظر می­رسد با بالا یا پایین رفتن قیمت نفت تغییر نمی­کند در نتیجه با پایین آمدن قیمت نفت میزان درآمدی که باید پرداخت شود کاهش می یابد و سوالی که ایجاد می شود این است که کسری از کجا تامین می شود همچنین اگر قیمت نفت بالا برود میزان در آمد اضافی در کجا استفاده می شود؟

2-زمان كوتاه دولت براي بررسي و سپس اجراي طرح

از زمان اعلام طرح تحول اقتصادي در سوم تيرماه سال گذشته تا پايان عمر دولت نهم با اغماض يك سال فرصت بود كه اين يك سال نيز به دليل منتهي شدن به انتخابات رياست جمهوري داراي حساسيت­هاي بالاي اقتصادي و سياسي بوده و قاعدتا نبايد شوك هاي بزرگ را درچنين بازه­ي زماني بر جامعه وارد ساخت.

3-ملي بون نفت وتعلق آن به تمام مردم (اشاره به اختصار)

نفت يك ثروت ملي است و نبايد عوايد حاصل از آن را به صورت نامساوي بين افراد جامه تقسيم كرد زيرا طبق آموزه هاي ديني ما ، همه چه فقير وچه غني سهم مساوي دربيت المال دارد وحال آنكه با اجراي طرح درآمد حاصل از فروش نفت به صورت نامساوي بين مردم تقسيم خواهد شد.

4-نحوه ي آمارگيري غلط در طرح براي دريافت اطلاعات خانوارهاوصرف هزينه ي 40میلیارد تومانی

با توجه به التزام قسط و عدل در كليه ي طرح­هاي اقتصادي جامعه اسلامي فرم­هاي توزيع شده­ي اطلاعات خانوارها از جهات مختلف نمي­تواند گيرنده­ي اطلاعات دقيق وكافي باشد چرا كه اكثر قريب به اتفاق تكميل­كنندگان اين فرم ها با احساس محروميت از نوعي درآمد نا­مشخص درآينده اقدام نموده­اند . همچنين متاسفانه در ايران فرهنگ پرداخت ماليات و اينكه پرداخت ماليات به نفع خود مردم است ، هنوز جا­ نيفتاده است . لذا بسياري از مردم از ترس اينكه با نوشتن تمامي اموال خود با ارزش واقعي آن مجبور به پرداخت ماليات مي­شوند از بيان حقايق اجتناب کردند . دركنار اين موضوع مشكل ديگري كه در اين فرم­ها وجود داشت تمركز تنها برروي درآمد ، دارايي و ثروت افراد بود در حالیکه درآمد و ثروت افراد در مقابل هزینه­های آنها معنا پیدا می­کند بر فرض مثال ممکن است فردی ماهی 2 میلیون درآمد داشته باشد ولی هزینه­های او بیشتر از درآمدهایش یا به نوعی باشد که او زندگی سختی را طی کند و وضعیت اقتصادی خوبی نداشته باشد . در این نحوه­ی آمار­گیری این افراد نه تنها دریافت نقدی نخواهند داشت بلکه در دهک­های بالای جامعه قرار می­گیرند.

نکته­ی دیگری که در مورد این فرم­ها قابل ذکر است صرف هزینه­ی 40میلیارد تومانی برای این آمارگیری است درحالیکه ایراداتی به خود فرم­ها وارد است که خود این مورد باعث سلب اعتماد مردم از دستگاههای اجرا کننده و توانایی آنها در انجام این طرح خواهد شد.

آماری هم که توسط وزیر دولت نهم اعلام شد همکاری و نوشتن اطلاعات درست 95% افراد جامعه است می­دانیم زمانی می­توان درصد درست بودن آمار­های مردم را اعلام کرد که به اطلاعات درست دسترسی داشت حال این سوال ایجاد می­شود که اگردستگاههای اجرایی آمار و اطلاعات درست را داشته اند چرا هزینه­ی40میلیاردتومانی را صرف این آمارگیری کرده اند ؟ و همچنین اگر آمارهای اصلی و درست را در دسترس نداشته­اند و نیاز به آمارگیری بوده است چگونه درصد صداقت و درستی فرم ها را اعلام می کنند؟

همچنین اگر فرض را بر دادن پرداخت نقدی بر پایه­ی نفت قرار دهیم مسلم است که افرادی که در جنوب کشور زندگی می­کنند با توجه به مضرات تحمیل شده بر آنها می بایست سهم بالاتری دریافت کنند

5-ایجاد تورم در شرایط کنونی

همان­طور که می­دانیم تورم زاده­ی مازاد تقاضا است ، با اجرای این طرح و پرداخت نقدی به مردم حجم نقدینگی موجود در جامعه بالا می­رود و مردم با پولی که به آنها داده خواهد شد تقاضای بالاتری نسبت به زمان کنونی خواهند داشت و با فرض ثابت بودن مقدار مورد عرضه ایجاد تورم حتمی است.

حال آنکه با برداشته شدن یارانه­ها بنگاه­های تولیدی نیز مجبورند نهاده­های خودرا به قیمت آزاد خریداری کنند واین یعنی با سرمایه­ی ثابتی که در اختیارشان هست مقدار کمتری عرضه خواهندکرد که این خود به تورم حاصل دامن خواهد زد.

البته لازم به ذکراست که در بحث­هایی که در این جلسات انجام شد نتیجه­ای در مقابل نتیجه­ی بالا بدست آمد با توجه به آزادسازی قیمت کالاهای موجود در بازار بالا خواهد رفت و میزان پول اندکی که به مردم داده خواهد شد با توجه به بالارفتن قیمت ها میزان قابل توجهی نخواهد بود و نمی­تواند مازاد تقاضا ایجاد کند ، بلکه بعد از آزادسازی مردم در تلاش خواهند بود که با قیمت­های جدید ارائه شده همان میزان خرید قبلی راداشته باشند و تورم حاصل از بالارفتن قیمت­ها خواهد بود البته می توان در همین شرایط هم به علت مرحله­ای بودن افزایش قیمت کالاها ممکن است برای دوره­ای مازاد تقاضا و تورم ایجاد شود که تورمی کوتاه مدت بوده که البته باید کارکارشناسی مورد بررسی قرار گیرد و زمان آن تخمین زده شود که هر چند زمان کوتاه باشد برای جامعه ی ما درحال حاضر و با این تورم کنونی مضر است.

نوع دیگر تورم که به نظر می­آید اثر بیشتری بر روی تورم کلی دارد تورم انتظاری طرح تحول اقتصادی است . یکی از عوامل آنرا می­توان تفکر افزایش پول مردم داشت ، اینکه مردم تصور می­کنند که درآمدشان افزایش می­یابد و با این افزایس درآمد قدرت خرید آنها نیز افزایش می­یابد که خود باعث ایجاد تورم می­شود.

همچنین می­توان عدم اطمینان مردم به دستگاه­های اجرا کننده­ی طرح  مبتنی بر عدم توانایی نظارت درست باعث می­شود که انتظار تورمی بزرگ و غیر قابل کنترل را داشته باشند و قبل از اجرای طرح به دلیل برخورد مردم با بازار قبل از اجرای طرح تورمی را در بر داشته باشد که با اجرای این طرح این روند ادامه خواهد داشت.

6-عدم بررسی شرایط اقتصادی حاکم بر جهان ونیز میزان موجودی حساب ذخیره ی ارزی

بحرانی که در آمریکا بوجود آمده است همانطور که ملاحظه می کنید براقتصادجهانی تاثیر خود را گذاشته است به نظر می رسد که اقتصاد دنیا تا چند سال در حال رکود وبحران قرارگیرد.

از طرف دیگر حساب ذخیره­ی ارزی کشور نیز نسبت به آغاز کار دولت نهم در سطح بسیار پایین­تری قرار گرفته است (که خود نگران کننده است) واگر این طرح با شکست مواجه شود نه خودمان ذخیره­ی­ارزی کافی داریم تا با بحران به وجود آمده مقابله کنیم  و نه می­توان تصور درستی از کمک های احتمالی بانک های جهانی برای خروج از بحران متصور بود .

7-افزایش نرخ بیکاری

با ایجاد تورم حاصل از اجرای طرح بسیاری از بنگاه­ها از چرخه­ی تولید خارج خواهند شد و احتمال می رود که باعث افزایش بیکاری شود.

حتی بنگاه­هایی که بتوانند خود را درعرصه­ی تولید نگه­دارند به علت بالاتر رفتن قیمت نهاده­ها و آزادسازی قیمت­های حامل­های انرژی برای باقی­ماندن در عرصه­ی تولید مجبور به تعدیل نیرو هستند لذا با توجه به سطح بالای بیکاری در اقتصاد امروز افزایش آن پس از اجرای طرح می­تواند بسیار نگران کننده باشد.

همانطور که می­دانیم در این طرح تمرکز بر روی بخش مصرف است ، برای جلوگیری از افزایش بیکاری باید تمرکز را از روی مصرف به تولید سمت تولید سوق دهیم تا با انجام سرمایه گذاری ایجاد اشتغال شده و میزان بیکاری هم کاهش یابد .

 

8-عدم اطمینان مردم به دستگاه­های اجرا کننده­ی طرح  و نگرانی­های موجود

برکسی پوشیده نیست که طرح­های مشابه بسیاری در کشور (ازنظرمالی) با فساد دستگاه­های اجرا کننده رو به رو بوده است و این خود به یکی از نگرانی­های مردم از اجرای این طرح تبدیل شده که آیا این طرح نیز قرار است مانند سایر طرح ها اجرا شود؟

9-جا به جایی دهک ها (افرادی که در نزدیکی مرزهای دهک بندی هستند) بعد ازاجرای طرح

زمانی که طرح اجرا شود درحالیکه مطمئن هستیم تورم ایجاد می­شود و قیمتها هم آزادسازی می­شود (افزایش سطح عمومی قیمت ها) بدون اینکه درآمد افراد بالا رود مردم دارای درآمد ثابت و هزینه­های بالا هستند ، بعضی از افراد که در دهک­هایی قرار دارند که به آنها پرداخت نقدی صورت نمی­گیرد با بالا رفتن قیمت­ها ممکن است به دهک­های پایین­تری بروند درحالیکه در اصل جز افرادی محسوب می­شوند که باید به آنها پرداخت نقدی صورت گیرد ولی درآن دهک­ها نمی­باشند و یکی از اهداف طرح که کمک به افراد کم درآمد جامعه است محقق نخواهد شد.

و در پایان از آنجا که ما در زمره­ی پویندگان اقتصادی می­باشیم از جمع بندی نظریات کارشناسان و خبرگان اقتصادی پی­بردیم که اجرای این طرح می­تواند به صورت پلکانی طی چند سال (بیش تر از 3-4 سال) و با تمرکز بر روی لزوم سرمایه گذاری در تولید وافزایش عرضه به راحتی و بدون پرداخت نقدی به مردم و بدون ایجاد شوک­های اقتصادی و پیامد­های از آن در جامعه تحقق پیدا کند و دغدغه­ی منافع عمومی بیش­تر در آن لحاظ گردد.

ارائه شده در اردیبهشت 88 . گردآوری : دانشجویان کارشناسی ورودی 1387

 


 

نوشته شده توسط بچه های انجمن در دوشنبه هشتم تیر 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت


نفت و عقلانیت اقتصادی

نگاهی به تاریخ نیم قرن ایران و نقش اقتصادی- سیاسی نفت درتحولات این دوره آشکارا نشان می­دهد که استفاده از این منبع طبیعی در کمتر زمانی با عقلانیت اقتصادی توأم بوده است. البته این پدیده منحصر به  کشور ما  نیست و بسیاری از جوامع که از منابع طبیعی سرشاری برخوردار بوده­اند، به نوعی دچار این معضل شده­اند. اقتصاددانان برای توضیح این وضعیت نظریه مصیبت منابع طبیعی را مطرح ساخته­اند. البته پیش از این، مفهوم بیماری هلندی در دهه 1970 میلادی در خصوص کشف و صادرات گاز طبیعی هلند بر سر زبان­ها افتاده بود. تشخیص و درمان بیماری هلندی چندان پیچیده نیست اما مسئله اینجاست که چرا در اغلب موارد پیشگیری و درمان به درستی و به موقع انجام نمی­گیرد. نظریه مصیبت منابع طبیعی روی شناسایی نوعی همبستگی منفی میان این منابع و توسعه اقتصادی تأکید می­گذارد و در واقع می­توان آن را شکل تعمیم یافته بیماری هلندی دانست. آنچه در این میان اهمیت دارد توضیح علل و مکانیزم­های این رابطه منفی است. واضح است که بدون چنین توضیحی تصور راه حل برای این معضل دشوار خواهد بود. در تبیین بیماری هلندی به طور خلاصه گفته می­شود که با افزایش درآمدهای ارزی حاصل از صادرات یک ماده خام (طبیعی) مانند گاز، ارزش پول ملی نامتناسب با عملکرد واقعی اقتصادی افزایش می­یابد و در نتیجه از یک سو توان صادراتی کاهش پیدا می­کند و از سوی دیگر واردات افزایش یافته و تولید داخلی مختل می­شود. درمان این بیماری چندان دشوار به نظر نمی­رسد. می­توان با اتخاذ تمهیداتی از ورود این گونه درآمدهای ارزی به اقتصاد داخلی جلوگیری کرد یا از طریق سیاست­های پولی و ارزی مانع تقویت ارزش پول ملی شد. حال پرسش اینجاست که چرا این درمان ساده صورت نمی­گیرد! و مصیبت منابع طبیعی، به ویژه در جوامع توسعه نیافته ، تداوم می­یابد؟

نفت یک منبع طبیعی است که استفاده از آن درکشور ما سابقه­ای یک صد ساله دارد. هر زمان که استفاده از این منبع با منطق اقتصادی صورت گرفته منافع سرشاری از آن حاصل شده، و هر زمان که دولتمردان آنرا به ابزار سیاسی تبدیل کرده­اند غیر از اتلاف منابع و مصیبت حاصلی نداشته است.

تزریق بی­رویه درآمدهای نفتی به اقتصاد ملی که فاقد هرگونه منطق اقتصادی و صرفاً ناشی از تحمیل اراده سیاسی بود اقتصاد ایران را گرفتار تورم مضمن و رشد ناموزون ساخت. متأسفانه استفاده ابزاری و فاقد منطق اقتصادی از نفت به دلیل دولتی بودن صنعت نفت در سال­های پس از انقلاب اسلامی نیز ادامه یافت. تثبیت نرخ ارز علیرغم تورم داخلی، گسترش بی رویه انواع یارانه­ها، توسل به واردات برای کنترل قیمت­ها و بی اعتنایی به درآمدهای مالیاتی و در نتیجه احساس بی نیازی به پاسخ گویی نسبت به هزینه­های دولت، همگی به پشتوانه نفت دولتی امکان پذیر شد.

درشرایط فعلی اگر نفت به هر دلیلی از صحنه اقتصاد ایران حذف شود به احتمال زیاد مصیبت بیشتر جای آن را خواهد گرفت و نه عقل. تا زمانی که نتوان به سیطره سیاست بر اقتصاد پایان داد انتظار عقلانیت اقتصادی از نظام تصمیم گیری بیهوده خواهد بود. آزاد سازی بازارها از مداخلات و کنترل­های دولتی نخستین گام برای استقرار بخشیدن به عقلانیت اقتصادی است. این اقدام را می­توان شرط لازم برای انجام هرگونه اصلاح اقتصادی جدی دانست. حضور دولت در بازارها به معنی چیرگی مصلحت سیاستمدارانه بر عقل اقتصادی است. تنها با استقلال یافتن حوزه تولید ثروت است که می­توان انتظار داشت که استفاده بهینه از همه منابع از جمله منابع طبیعی صورت گیرد.

 گردآوری:مهسا باقرزاده

 

 


 

نوشته شده توسط بچه های انجمن در دوشنبه هشتم تیر 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت


نقدی بر مدل کینزی

   مدل کینزی با استفاده از تعداد قابل توجهی از متغیرهای انباشته که مجموعه­ای از فعالیت­های تمامی افراد جامعه را به صورت یک­جا در نظر می­گیرد، به شدت واقعیت­های دنیای خارج را ساده می­کند. درآمد ملی اساسی­ترین مفهومی است که در تئوری کینزی استفاده می­شود و به معنی ارزش پولی کالاها و خدماتی است که طی یک دوره معین و در سطح ملی تولید می­شود. درآمد ملی همچنین به معنی مجموع درآمدهای دریافتی توسط افراد یک جامعه طی یک دوره مشخص است و شامل سود توزیع نشده شرکت­ها نیز می­شود. اکنون به معادله اصلی مدل کینزی می­پردازیم که بیان می­کند درآمد کل برابر با مخارج کل است و این به آن معنی است که زمانی که هر یک از افراد جامعه درآمدی کسب می­کند در واقع فرد دیگری متحمل هزینه شده است و بر عکس، یعنی هر گونه هزینه­ای که توسط یک فرد صورت می­گیرد، باعث ایجاد همان مقدار درآمد برای طرف مقابل می­شود. این رابطه همواره درست است. در مدل کینزی، دو عامل اصلی تعیین کننده درآمد یعنی تابع مصرف و سرمایه­گذاری مستقل، باید تا رسیدن به سطح درآمد تعادلی ثابت باقی بمانند. این متغیرها باید بتوانند حداقل برای دوره زمانی بسیار کوتاه ثابت باقی بمانند. هسته اصلی استدلال غلط تئوری کینز در این است که این متغیرها نمی­توانند به مدت کافی ثابت بمانند. مثلاً وقتی درآمد برابر100، مصرف برابر90، پس­انداز برابر10 و سرمایه­گذاری برابر10 باشد، انتظارمی­رود که اقتصاد در تعادل باشد، زیرا انتظارات کلی بنگاه­ها و عموم مردم تامین شده است. یعنی در مجموع، هر دو گروه از این وضعیت راضی شده، پس درآمد در این وضعیت نباید گرایشی به تغییر داشته باشد، اما متغیرهای انباشته فقط در ریاضیات و علم حساب و نه در دنیای واقعی معنی و مفهوم دارند. بنگاه­ها در مجموع می­توانند آنچه را که انتظار دارند به دست آورند و این بدان معنی نیست که هر بنگاهی ضرورتاً در موقعیت تعادلی قرار دارد. بنگاه­ها عایدات خود را در سطح انباشته به دست نمی­آورند. ممکن است وقتی تعدادی از بنگاه­ها سودآوری دارند باقی بنگاه­ها در حال جبران زیان­های غیرمنتظره خود باشند. ممکن است که در کل این ضررها و منافع، یکدیگر را خنثی کنند، اما هر بنگاهی در نهایت بر اساس تجربیات خاص خود به تعدیل فعالیت­هایش می­پردازد. چگونگی این تعدیلات از بنگاهی به بنگاه دیگر و از صنعتی به صنعت دیگر متفاوت است. در این شرایط، سطح سرمایه­گذاری نمی تواند در 10 باقی بماند و تابع مصرف نیز نمی­تواند ثابت و بدون تغییر بماند، در نتیجه سطح درآمد قطعاً تغییر خواهد کرد. اگرچه در مدل کینزی به هیچ وجه مطرح نشده که هر یک از این متغیرها تا کجا و در چه جهتی تغییر می­کند. همچنین در تئوری کینزی مربوط به روند تعدیل حول سطح تعادلی، اگر سرمایه­گذاری کل بیشتر از پس­انداز کل باشد، انتظار داریم که سطح درآمدی در اقتصاد تا جایی که این دو دوباره با یکدیگر برابر شوند افزایش یابد. این در حالی است که در جریان گسترش اقتصاد عموماً توابع مصرف و پس­انداز نمی­توانند ثابت باقی بمانند. سود معمولاً به طور مساوی و به روش معمول و شناخته شده­ای بین بنگاه­ها توزیع نمی­شوند و این واقعیت منجر به ایجاد تعدیلات و اصلاحات مختلفی خواهد شد که این اصلاحات خود می­تواند باعث افزایش غیر قابل پیش­بینی در حجم سرمایه­گذاری شود. همچنین به دلیل وجود سود، بسیاری از بنگاه­های جدید وارد این مجموعه اقتصادی شده و در نتیجه سطح سرمایه­گذاری را تغییر خواهند داد. به علاوه، وقتی درآمد افزایش می­یابد قطعاً توزیع آن نیز میان افراد مختلف جامعه تغییر می­کند. مساله مهمی که معمولا نادیده گرفته می­شود این است که در فروض تئوری کینزی، توزیع درآمد ثابت در نظر گرفته می­شود. در نتیجه، هر تغییری در توزیع درآمد باعث ایجاد تغییرات زیاد و غیر قابل بیش­بینی در تابع مصرف خواهد شد. از این گذشته، سطح دریافتی­های سرمایه نیز در تعیین تابع مصرف  نقش مهمی دارد. بنابراین، از آنجا که دو عامل اصلی تعیین کننده سطح درآمد( تابع مصرف و میزان سرمایه­گذاری )، نمی­توانند ثابت باقی بمانند، پس نمی­توانند هیچ سطح تعادلی از درآمد را حتی به طور تقریبی تعیین کنند. هیچ نقطه نظری درباره این موضوع وجود ندارد که درآمد، در چه سطحی گرایش به تغییر و در چه سطحی گرایش به ثبات دارد. تنها چیزی که می­توان گفت این است که تغییرات پیچیده­ای در متغیرها، در جهات و با درجات نامشخصی وجود خواهد داشت.       

 گردآوری:حنانه آقاصفری

 

 


 

نوشته شده توسط بچه های انجمن در دوشنبه هشتم تیر 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت


صفحه واژه های اقتصادی با قراردادهای آتی به روز شد.

اساسنامه ی انجمن علمی
مصاحبه با اساتید گروه اقتصاد کشاورزی دانشگاه تهران
مقالات علمی دانشجویان گروه
تشریح واژه های اقتصادی. کاری از دکتر اشراقی
لینک های مفید و برگزیده ی بخش های مختلف علمی
برگزیده ی مطالب برد گروه اقتصاد کشاورزی دانشگاه تهران
نمونه سوالات امتحانی و کنکوری
صفحه ی شعر و ادب. شعر ها و مطالب ادبی و فرهنگی دانشجویان گروه


 

نوشته شده توسط بچه های انجمن در دوشنبه هشتم تیر 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت