نگاهی به تاریخ نیم قرن ایران و نقش اقتصادی- سیاسی نفت درتحولات این دوره آشکارا نشان می­دهد که استفاده از این منبع طبیعی در کمتر زمانی با عقلانیت اقتصادی توأم بوده است. البته این پدیده منحصر به  کشور ما  نیست و بسیاری از جوامع که از منابع طبیعی سرشاری برخوردار بوده­اند، به نوعی دچار این معضل شده­اند. اقتصاددانان برای توضیح این وضعیت نظریه مصیبت منابع طبیعی را مطرح ساخته­اند. البته پیش از این، مفهوم بیماری هلندی در دهه 1970 میلادی در خصوص کشف و صادرات گاز طبیعی هلند بر سر زبان­ها افتاده بود. تشخیص و درمان بیماری هلندی چندان پیچیده نیست اما مسئله اینجاست که چرا در اغلب موارد پیشگیری و درمان به درستی و به موقع انجام نمی­گیرد. نظریه مصیبت منابع طبیعی روی شناسایی نوعی همبستگی منفی میان این منابع و توسعه اقتصادی تأکید می­گذارد و در واقع می­توان آن را شکل تعمیم یافته بیماری هلندی دانست. آنچه در این میان اهمیت دارد توضیح علل و مکانیزم­های این رابطه منفی است. واضح است که بدون چنین توضیحی تصور راه حل برای این معضل دشوار خواهد بود. در تبیین بیماری هلندی به طور خلاصه گفته می­شود که با افزایش درآمدهای ارزی حاصل از صادرات یک ماده خام (طبیعی) مانند گاز، ارزش پول ملی نامتناسب با عملکرد واقعی اقتصادی افزایش می­یابد و در نتیجه از یک سو توان صادراتی کاهش پیدا می­کند و از سوی دیگر واردات افزایش یافته و تولید داخلی مختل می­شود. درمان این بیماری چندان دشوار به نظر نمی­رسد. می­توان با اتخاذ تمهیداتی از ورود این گونه درآمدهای ارزی به اقتصاد داخلی جلوگیری کرد یا از طریق سیاست­های پولی و ارزی مانع تقویت ارزش پول ملی شد. حال پرسش اینجاست که چرا این درمان ساده صورت نمی­گیرد! و مصیبت منابع طبیعی، به ویژه در جوامع توسعه نیافته ، تداوم می­یابد؟

نفت یک منبع طبیعی است که استفاده از آن درکشور ما سابقه­ای یک صد ساله دارد. هر زمان که استفاده از این منبع با منطق اقتصادی صورت گرفته منافع سرشاری از آن حاصل شده، و هر زمان که دولتمردان آنرا به ابزار سیاسی تبدیل کرده­اند غیر از اتلاف منابع و مصیبت حاصلی نداشته است.

تزریق بی­رویه درآمدهای نفتی به اقتصاد ملی که فاقد هرگونه منطق اقتصادی و صرفاً ناشی از تحمیل اراده سیاسی بود اقتصاد ایران را گرفتار تورم مضمن و رشد ناموزون ساخت. متأسفانه استفاده ابزاری و فاقد منطق اقتصادی از نفت به دلیل دولتی بودن صنعت نفت در سال­های پس از انقلاب اسلامی نیز ادامه یافت. تثبیت نرخ ارز علیرغم تورم داخلی، گسترش بی رویه انواع یارانه­ها، توسل به واردات برای کنترل قیمت­ها و بی اعتنایی به درآمدهای مالیاتی و در نتیجه احساس بی نیازی به پاسخ گویی نسبت به هزینه­های دولت، همگی به پشتوانه نفت دولتی امکان پذیر شد.

درشرایط فعلی اگر نفت به هر دلیلی از صحنه اقتصاد ایران حذف شود به احتمال زیاد مصیبت بیشتر جای آن را خواهد گرفت و نه عقل. تا زمانی که نتوان به سیطره سیاست بر اقتصاد پایان داد انتظار عقلانیت اقتصادی از نظام تصمیم گیری بیهوده خواهد بود. آزاد سازی بازارها از مداخلات و کنترل­های دولتی نخستین گام برای استقرار بخشیدن به عقلانیت اقتصادی است. این اقدام را می­توان شرط لازم برای انجام هرگونه اصلاح اقتصادی جدی دانست. حضور دولت در بازارها به معنی چیرگی مصلحت سیاستمدارانه بر عقل اقتصادی است. تنها با استقلال یافتن حوزه تولید ثروت است که می­توان انتظار داشت که استفاده بهینه از همه منابع از جمله منابع طبیعی صورت گیرد.

 گردآوری:مهسا باقرزاده

 

 


 

نوشته شده توسط بچه های انجمن در دوشنبه هشتم تیر 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت