چندی پیش دولت نهم طرحی را با عنوان طرح تحول اقتصادی مطرح کرد وقصد اجرای آن را داشت و در پی عدم تصویب مجلس هنوز هم این طرح اجرا نشده باقی­مانده است. از آنجایی که هرطرح پیامدهای مثبت و منفی دارد ، طرحی مناسب اجرا است که کفه ی پیامدهای مثبت آن سنگین­تر ازکفه­ی پیامدهای منفی آن باشد.

با همکاری دانشجویان گروه اقتصاد کشاورزی دانشگاه تهران درصدد برآمدیم تا به بررسی مختصری از پیامدهای مثبت و منفی اجرای این طرح بپردازیم ومنطقی بودن یا نبودن اجرای آن را به عهده ی خواننده قرار دهیم .

مسیرحرکت سیاست های کشور در تمام سال­ها براساس اجرای اصل 44 بوده است برای تحقق این اصل و اجرای برنامه­های سالانه لازم است که توانایی رقابت جهانی و شرکت در بازارهای جهانی را داشته باشیم شرط لازم برای شرکت در بازارهای رسیدن قیمت ها به قیمت جهانی است (آزادسازی قیمت ها) همچنین برداشتن یارانه ها یا به عبارتی هدفمند کردن یارانه ها را در پی دارد.

هیچ شکی درلزوم اجرای طرح تحول اقتصادی با به منظور هدفمند کردن یارانه ها و پیوستن به بازارهای جهانی وجود ندارد ، قسمتی که لازم است مورد بحث و بررسی قرارگیرد نحوه ی اجرای طرح و نوع عملکرد است.

ما در این مجال به بررسی چند مورد از ایرادات وارد بر طرح می پردازیم و به اختصار آنها راتوضیح میدهیم.

از نکات قابل ذکر می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

1)قرار دادن اساس طرح برقیمت نفت

2)زمان کوتاه دولت برای بررسی و اجرای طرح

3)ملی بودن نفت و تعلق آن به تمامی مردم

4)نحوه آمارگیری غلط برای دریافت اطلاعات وصرف هزینه ی 40 میلیاردی

5)ایجاد تورم در شرایط کنونی اقتصاد

6)عدم بررسی شرایط اقتصادی حاکم بر جهان و میزان موجودی حساب ذخیره ی ارزی

7)افزایش نرخ بیکاری

8)عدم اطمینان مردم به دستگاه های اجراکننده ی طرح  و نگرانی های موجود

9)جا به جایی دهک ها (افرادی که در نزدیکی مرزهای دهک بندی هستند) بعد ازاجرای طرح

 

1-قرار دادن اساس طرح برقیمت نفت

همانطور که می دانیم در طرح تحول اقتصادی ، پرداخت نقدی توسط دولت به مردم صورت می­گیرد . اگر در بهترین شرایط اقتصادی تصور کنیم یعنی تورم نداشته باشیم و فرض را بر ثابت بودن مبلغ پرداختی قرار دهیم دولت باید ماهانه یا سه ماهانه مبلغ هنگفت و ثابتی را به مردم پرداخت کند.

قرار دادن چنین طرح عظیمی براساس قیمت نفت آن هم دردورانی که بیش ترین نوسانات قیمت نفت راشاهد بودیم جای تامل بسیار دارد و نگرانی بزرگی که وجود داردادامه­ی نوسانات قیمت نفت است و نکته ی قابل توجه این است که با همه­ی این احوال دولت نرخ پرداختی به هر یک از دهک­های درآمدی را از مدت­ها قبل اعلام کرده است . اعلام نرخ پرداختی به مردم ایجاد توقع و تورم انتظاری را در مردم درپیش دارد.

از طرفی نقص هایی درآن وجود دارد همان طور که بیان کردیم این طرح برروی قیمت نفت پایه ریزی شده است واشکالی که می توان بر آن وارد کرد این است که هیچگاه به قیمت نفت نرخ ثابتی را نمی توان نسبت داد زیرا با تغییرات جهانی تغییر می­کند درصورت کاهش قیمت نفت کسری بودجه­ای ایجاد می شود زیرا مبلغ اعلام شده این طور که به نظر می­رسد با بالا یا پایین رفتن قیمت نفت تغییر نمی­کند در نتیجه با پایین آمدن قیمت نفت میزان درآمدی که باید پرداخت شود کاهش می یابد و سوالی که ایجاد می شود این است که کسری از کجا تامین می شود همچنین اگر قیمت نفت بالا برود میزان در آمد اضافی در کجا استفاده می شود؟

2-زمان كوتاه دولت براي بررسي و سپس اجراي طرح

از زمان اعلام طرح تحول اقتصادي در سوم تيرماه سال گذشته تا پايان عمر دولت نهم با اغماض يك سال فرصت بود كه اين يك سال نيز به دليل منتهي شدن به انتخابات رياست جمهوري داراي حساسيت­هاي بالاي اقتصادي و سياسي بوده و قاعدتا نبايد شوك هاي بزرگ را درچنين بازه­ي زماني بر جامعه وارد ساخت.

3-ملي بون نفت وتعلق آن به تمام مردم (اشاره به اختصار)

نفت يك ثروت ملي است و نبايد عوايد حاصل از آن را به صورت نامساوي بين افراد جامه تقسيم كرد زيرا طبق آموزه هاي ديني ما ، همه چه فقير وچه غني سهم مساوي دربيت المال دارد وحال آنكه با اجراي طرح درآمد حاصل از فروش نفت به صورت نامساوي بين مردم تقسيم خواهد شد.

4-نحوه ي آمارگيري غلط در طرح براي دريافت اطلاعات خانوارهاوصرف هزينه ي 40میلیارد تومانی

با توجه به التزام قسط و عدل در كليه ي طرح­هاي اقتصادي جامعه اسلامي فرم­هاي توزيع شده­ي اطلاعات خانوارها از جهات مختلف نمي­تواند گيرنده­ي اطلاعات دقيق وكافي باشد چرا كه اكثر قريب به اتفاق تكميل­كنندگان اين فرم ها با احساس محروميت از نوعي درآمد نا­مشخص درآينده اقدام نموده­اند . همچنين متاسفانه در ايران فرهنگ پرداخت ماليات و اينكه پرداخت ماليات به نفع خود مردم است ، هنوز جا­ نيفتاده است . لذا بسياري از مردم از ترس اينكه با نوشتن تمامي اموال خود با ارزش واقعي آن مجبور به پرداخت ماليات مي­شوند از بيان حقايق اجتناب کردند . دركنار اين موضوع مشكل ديگري كه در اين فرم­ها وجود داشت تمركز تنها برروي درآمد ، دارايي و ثروت افراد بود در حالیکه درآمد و ثروت افراد در مقابل هزینه­های آنها معنا پیدا می­کند بر فرض مثال ممکن است فردی ماهی 2 میلیون درآمد داشته باشد ولی هزینه­های او بیشتر از درآمدهایش یا به نوعی باشد که او زندگی سختی را طی کند و وضعیت اقتصادی خوبی نداشته باشد . در این نحوه­ی آمار­گیری این افراد نه تنها دریافت نقدی نخواهند داشت بلکه در دهک­های بالای جامعه قرار می­گیرند.

نکته­ی دیگری که در مورد این فرم­ها قابل ذکر است صرف هزینه­ی 40میلیارد تومانی برای این آمارگیری است درحالیکه ایراداتی به خود فرم­ها وارد است که خود این مورد باعث سلب اعتماد مردم از دستگاههای اجرا کننده و توانایی آنها در انجام این طرح خواهد شد.

آماری هم که توسط وزیر دولت نهم اعلام شد همکاری و نوشتن اطلاعات درست 95% افراد جامعه است می­دانیم زمانی می­توان درصد درست بودن آمار­های مردم را اعلام کرد که به اطلاعات درست دسترسی داشت حال این سوال ایجاد می­شود که اگردستگاههای اجرایی آمار و اطلاعات درست را داشته اند چرا هزینه­ی40میلیاردتومانی را صرف این آمارگیری کرده اند ؟ و همچنین اگر آمارهای اصلی و درست را در دسترس نداشته­اند و نیاز به آمارگیری بوده است چگونه درصد صداقت و درستی فرم ها را اعلام می کنند؟

همچنین اگر فرض را بر دادن پرداخت نقدی بر پایه­ی نفت قرار دهیم مسلم است که افرادی که در جنوب کشور زندگی می­کنند با توجه به مضرات تحمیل شده بر آنها می بایست سهم بالاتری دریافت کنند

5-ایجاد تورم در شرایط کنونی

همان­طور که می­دانیم تورم زاده­ی مازاد تقاضا است ، با اجرای این طرح و پرداخت نقدی به مردم حجم نقدینگی موجود در جامعه بالا می­رود و مردم با پولی که به آنها داده خواهد شد تقاضای بالاتری نسبت به زمان کنونی خواهند داشت و با فرض ثابت بودن مقدار مورد عرضه ایجاد تورم حتمی است.

حال آنکه با برداشته شدن یارانه­ها بنگاه­های تولیدی نیز مجبورند نهاده­های خودرا به قیمت آزاد خریداری کنند واین یعنی با سرمایه­ی ثابتی که در اختیارشان هست مقدار کمتری عرضه خواهندکرد که این خود به تورم حاصل دامن خواهد زد.

البته لازم به ذکراست که در بحث­هایی که در این جلسات انجام شد نتیجه­ای در مقابل نتیجه­ی بالا بدست آمد با توجه به آزادسازی قیمت کالاهای موجود در بازار بالا خواهد رفت و میزان پول اندکی که به مردم داده خواهد شد با توجه به بالارفتن قیمت ها میزان قابل توجهی نخواهد بود و نمی­تواند مازاد تقاضا ایجاد کند ، بلکه بعد از آزادسازی مردم در تلاش خواهند بود که با قیمت­های جدید ارائه شده همان میزان خرید قبلی راداشته باشند و تورم حاصل از بالارفتن قیمت­ها خواهد بود البته می توان در همین شرایط هم به علت مرحله­ای بودن افزایش قیمت کالاها ممکن است برای دوره­ای مازاد تقاضا و تورم ایجاد شود که تورمی کوتاه مدت بوده که البته باید کارکارشناسی مورد بررسی قرار گیرد و زمان آن تخمین زده شود که هر چند زمان کوتاه باشد برای جامعه ی ما درحال حاضر و با این تورم کنونی مضر است.

نوع دیگر تورم که به نظر می­آید اثر بیشتری بر روی تورم کلی دارد تورم انتظاری طرح تحول اقتصادی است . یکی از عوامل آنرا می­توان تفکر افزایش پول مردم داشت ، اینکه مردم تصور می­کنند که درآمدشان افزایش می­یابد و با این افزایس درآمد قدرت خرید آنها نیز افزایش می­یابد که خود باعث ایجاد تورم می­شود.

همچنین می­توان عدم اطمینان مردم به دستگاه­های اجرا کننده­ی طرح  مبتنی بر عدم توانایی نظارت درست باعث می­شود که انتظار تورمی بزرگ و غیر قابل کنترل را داشته باشند و قبل از اجرای طرح به دلیل برخورد مردم با بازار قبل از اجرای طرح تورمی را در بر داشته باشد که با اجرای این طرح این روند ادامه خواهد داشت.

6-عدم بررسی شرایط اقتصادی حاکم بر جهان ونیز میزان موجودی حساب ذخیره ی ارزی

بحرانی که در آمریکا بوجود آمده است همانطور که ملاحظه می کنید براقتصادجهانی تاثیر خود را گذاشته است به نظر می رسد که اقتصاد دنیا تا چند سال در حال رکود وبحران قرارگیرد.

از طرف دیگر حساب ذخیره­ی ارزی کشور نیز نسبت به آغاز کار دولت نهم در سطح بسیار پایین­تری قرار گرفته است (که خود نگران کننده است) واگر این طرح با شکست مواجه شود نه خودمان ذخیره­ی­ارزی کافی داریم تا با بحران به وجود آمده مقابله کنیم  و نه می­توان تصور درستی از کمک های احتمالی بانک های جهانی برای خروج از بحران متصور بود .

7-افزایش نرخ بیکاری

با ایجاد تورم حاصل از اجرای طرح بسیاری از بنگاه­ها از چرخه­ی تولید خارج خواهند شد و احتمال می رود که باعث افزایش بیکاری شود.

حتی بنگاه­هایی که بتوانند خود را درعرصه­ی تولید نگه­دارند به علت بالاتر رفتن قیمت نهاده­ها و آزادسازی قیمت­های حامل­های انرژی برای باقی­ماندن در عرصه­ی تولید مجبور به تعدیل نیرو هستند لذا با توجه به سطح بالای بیکاری در اقتصاد امروز افزایش آن پس از اجرای طرح می­تواند بسیار نگران کننده باشد.

همانطور که می­دانیم در این طرح تمرکز بر روی بخش مصرف است ، برای جلوگیری از افزایش بیکاری باید تمرکز را از روی مصرف به تولید سمت تولید سوق دهیم تا با انجام سرمایه گذاری ایجاد اشتغال شده و میزان بیکاری هم کاهش یابد .

 

8-عدم اطمینان مردم به دستگاه­های اجرا کننده­ی طرح  و نگرانی­های موجود

برکسی پوشیده نیست که طرح­های مشابه بسیاری در کشور (ازنظرمالی) با فساد دستگاه­های اجرا کننده رو به رو بوده است و این خود به یکی از نگرانی­های مردم از اجرای این طرح تبدیل شده که آیا این طرح نیز قرار است مانند سایر طرح ها اجرا شود؟

9-جا به جایی دهک ها (افرادی که در نزدیکی مرزهای دهک بندی هستند) بعد ازاجرای طرح

زمانی که طرح اجرا شود درحالیکه مطمئن هستیم تورم ایجاد می­شود و قیمتها هم آزادسازی می­شود (افزایش سطح عمومی قیمت ها) بدون اینکه درآمد افراد بالا رود مردم دارای درآمد ثابت و هزینه­های بالا هستند ، بعضی از افراد که در دهک­هایی قرار دارند که به آنها پرداخت نقدی صورت نمی­گیرد با بالا رفتن قیمت­ها ممکن است به دهک­های پایین­تری بروند درحالیکه در اصل جز افرادی محسوب می­شوند که باید به آنها پرداخت نقدی صورت گیرد ولی درآن دهک­ها نمی­باشند و یکی از اهداف طرح که کمک به افراد کم درآمد جامعه است محقق نخواهد شد.

و در پایان از آنجا که ما در زمره­ی پویندگان اقتصادی می­باشیم از جمع بندی نظریات کارشناسان و خبرگان اقتصادی پی­بردیم که اجرای این طرح می­تواند به صورت پلکانی طی چند سال (بیش تر از 3-4 سال) و با تمرکز بر روی لزوم سرمایه گذاری در تولید وافزایش عرضه به راحتی و بدون پرداخت نقدی به مردم و بدون ایجاد شوک­های اقتصادی و پیامد­های از آن در جامعه تحقق پیدا کند و دغدغه­ی منافع عمومی بیش­تر در آن لحاظ گردد.

ارائه شده در اردیبهشت 88 . گردآوری : دانشجویان کارشناسی ورودی 1387

 


 

نوشته شده توسط بچه های انجمن در دوشنبه هشتم تیر 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت